على ربانى گلپايگانى

40

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله بود . دلايل اين نظريه بدين قرار است : 1 - در احاديث بسيارى كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است ، از گروهى به عنوان شيعه‌ى على عليه السّلام با تكريم و ستايش ياد شده است . « 1 » مفاد اين احاديث اين است كه در آن زمان كسانى بوده‌اند كه با على عليه السّلام رابطه‌ى ويژه‌اى داشته و به آن حضرت ارادت مىورزيده ، و قول و عمل او را بدين جهت كه مورد پسند و تأييد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، سرمشق زندگى خود قرار مىدادند . 2 - در برخى از گزارش‌هاى تاريخى از برخى از صحابه چون سلمان ، ابو ذر ، مقداد و عمار به‌عنوان كسانى كه در عصر رسالت به‌عنوان شيعه‌ى على عليه السّلام شناخته مىشدند ، ياد شده است . 3 - احاديثى چون حديث يوم الدار ، حديث غدير ، حديث منزلت ، حديث « عليّ مع الحق » حديث « انا مدينة العلم » به روشنى بر خلافت و امامت على عليه السّلام دلالت مىكنند ، اين احاديث ( به علاوه برخى از آيات و دلايل عقلى ) مبنا و مستند تفكر شيعى در مسأله‌ى امامت است ، و از طرفى ، مسأله‌ى امامت بلافصل على عليه السّلام بنياد و شالوده‌ى تشيّع را تشكيل مىدهد . علّامه كاشف الغطاء پس از اشاره به احاديث نبوى در مورد مدح و ستايش على عليه السّلام و شيعه‌ى او گفته است : « مدلول اين احاديث اين است كه گروهى از صحابه‌ى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شيعه‌ى على عليه السّلام بوده‌اند . و مقصود از شيعه‌ى على عليه السّلام كسانى كه او را دوست مىداشتند يا به او عداوت

--> ( 1 ) . در فصل قبل به اين احاديث اشاره شد .